خیلی از آنهایی که روزهای عادی پای تلویزیون نمی نشسته اند در روزهای ماه مبارک رمضان حداقل برای فهمیدن زمان اذان صبح یا مغرب، تلویزیون شان را روشن می کنند. میشود گفت که تلویزیون در خیلی از خانه ها عملاً پای یکی از چهار سمت سفره افطار می نشیند و به معنای واقعی کلمه مهمان خانه های ماست.

حالا فکرش را بکنید بعداز حدود 17 ساعت روزه داری در گرمای تابستان، میزبان مهمانی هستید که عملکردش برعکس نامش است.
با این وصف چقدر می توان مهمانی را که بدون توجه به همه فشارهای روزمره میزبانش، باری از مشکلات و مصائب را بر سر او خراب می کند، تحمل کرد؟
ماه عسل، نماد این مهمان تلخ اندیش و تلخ کام است. برنامه ای که قرار بود رمضان را برایمان ماه شیرین و ماه عسل کند، بعداز حدود یک دهه حضور در خانه های ما، سال به سال گزنده تر می شود و درست بر عکس شعار و رویکرد سازمان صدا و سیما که امیدافزایی است عمل می کند.
این درست که ما مردمانی مظلوم دوستیم و درام های دردناک و داستان های دردآور مانند رمان بامداد خمار و سریال های نرگس و ستایش را را دوست می داریم،
اما سوء استفاده از این فرصت در قالب برنامه سازی نه تنها حس خوشایندی در مخاطب ایجاد نمی کند بلکه از همه بدتر اصرار بر ادامه آن می تواند موجبات گریز و دلزدگی را فراهم سازد.

نگاه تلخ ماه عسل که امسال تشدید هم شده ، آن چنان است که بعضی ها به طعنه می گویند اگر پای استیون هاوکینگ ( فیزیکدان برجسته جهان که معلولیت جسمی دارد ) به برنامه ماه عسل برسد ، در پایان او را فردی عاجز و بدبخت معرفی می کنند !

در این که افراد با اوضاع متفاوت  در جامعه ما زیادند و برخی مواقع همه مان احتیاج به تلنگر داریم شکی نیست اما مسئله این است که افراط و زیاده روی در هر چیزی، نتیجه عکس می دهد و شدت تلنگر کم کم عادی می شود. شدت غم و غصه در برخی قسمت های ماه عسل چنان است که حتی طرفداران و حامیان این دست برنامه ها، ترجیح می دهند شبکه را عوض کندد و از شبکه سه راهی شبکه های دیگر شوند بلکه بتوانند با طعم برنامه های دیگر نفسی تازه کنند.
ماه عسل از معدود برنامه های ریشه دار تلویزون است که همچنان و با وجود تغییر مدیریت در این نهاد به حیاتش ادامه داده است. این برنامه می تواند با کمی تغییر در نگاه و رویکردش، مهمانی خوش برخورد و شیرین کام برای روزه داران باشد.