چند روز پیش ضرب المثلی رو شنیدم که می گفت:
روزی پدری به پسر خود گفت پسرم برو یک نوکر بگیر. پسر رفت و پس از مدتی یک نفر را آورده و گفت:
پدر این آقا قرار شد از خودش بخورد و بپوشد و برای ما کار کند.
پدر گفت: پسرم یکی را پیدا می کردی که از خودش می خورد و می پوشید و ما هم از او می خوردیم و می پوشیم و هم برای ما کار می کرد.

ناخودآگاه ذهنم رفت  به سمت حکایت ازدواج جوانان جامعه ما
حکایت ازدواج در جامعه ما اینگونه شده است که : آقا باید از خودش بخورد و بپوشد و هم خانم از او بخورد و بپوشد و هم برای خانم سرویس و بهره جنسی وعاطفی دهد.
و حتی بسیار فراتر از این ها مبلغی هنگفت را نیز به عنوان مهریه به خانم بپردازد یا تعهد پرداخت کند.
در ثانی خودش درخواست و خواهش کند که خانم این شرایط را بپذیرد.
و سرانجام  مسخره ترین جای کار اینجاست که برای این جاده یک طرفه جشن شادی و سرور هم، به هزینه خود به باید به پا کند. مقصر چه کسی است ؟