<< بزرگترین عیب آن است که به چیزی که در خود تو است از دیگری عیب بگیری>>

اگر نگاه ما آنقدر نافذ هست که می تونیم کاستی های رفتاری دیگران رو کشف کنیم چر از این توانایی برای کشف عیب های خودمون استفاده نمی کنیم؟
انسان گاهی از دیدن ناتوانی و خطای دیگران احساس رضایت می کنه چون خودش رو در حصاری امن و مصون از خطا حس می کنه، مانند زمانی که از لیز خوردن کسی در معابر یخ زده خنده مون میگیره، انگار خودمون رو در جایگاهی برتر می بینیم و از این حس برتری خوشحال می شیم.
یکی از واکنش های فوری در مقابل انتقاد این جمله معروف هست: پس چرا خودت؟ یا این یکی که معنایی نظیر جمله قبلی را داره: از خودت خبر نداری!
اینگونه واکنش ها، بخشی از همان حصار خیالیه که انسان در اطراف خودش می سازه به این گمان که از آسیب خطاها محفوظ بمونه، بویژه اگر تصور کنه که تذکرات دیگران نه برای اطلاع و اصلاح رفتار او بلکه روشی هست برای پیشی گرفتن در رقابت ها و برتری جویی در محیط اجتماعی.
این نوع حصارهای خیالی در محافلی که منافع مشترکی وجود دارده بیشتره ، مانند محیط های کاری، جمع های خانوادگی، فضاهای رسانه ای و از همه مهمتر در رقابت های و جدال های سیاسی.
انسان تصور می کنه که با این روش بر دیگران غالب می شه و در جایگاهی برتر قرار می گیره، زیرا به هر ترفندی ثابت می کنه  که انتقاد دیگران بر او بی جاست او نه تنها از هر خطایی مصون هست بلکه شایستگی های فراوانی داره و از اینکه می تونه ناظر رفتار دیگران باشه و به دیگران تذکر بده و صد البته گمانش این هست که این عیب جویی و انتقاد از دیگران از سر دلسوزی هست..

غفلت بزرگ او این است که نمی داند برتری انسان در آن است که بکوشد کاستی های آشکار و نهان خود را بیابد و برای اصلاح خود از خدا یاری بخواهد.

 امام علی (ع)